پ.ن:
رفته ای و من
بازمانده ام ز تو
بهار خواهد رسید
با یک خزان ِ نو...
پ.ن:
لا به لای خاطرات
جا مانده ای
رفته ای ،
...
در حالی که هنوز نیامده ای
مثل قاصدک [گل]
د...
برچسب: بیتو,
نویسنده: دانیال کریمیان
سه شنبهی آخر اسفند
از زیر کُرسی ِ تنهاییام
نبودنت را بکِشم بیرون
بیاندازم کفِ اتاق
شعر بپاشم روش
کبریت بزنم
و از آتشِ سال ها انتظار
بپرَم
بهار بیحضورِ تو
کابوس این خوابِ زمستانی است
دوست دارم
شکوفه، بهانهی تو باشد
تو پیراهنِ تمام فصلها که در راهند
...
برچسب: بهانه,
نویسنده: دانیال کریمیان
آرزوی داشتنت را
در روز نبودنت به باران ...
همه آمده بودند ...
بهار
باران
چلچله ها...
جای تو خالی...
راستی چه آرزویی کردی...؟!!!
کاش باز می شد گره کور فاصله ها...
کاش ...
مثل قهوه
مثل بى خوابی
کاش قاصدکــی را
فوت کنی
تا عطر نفس هایت را با خود بیاورد
شاید گرمی دستانت را داشته باشد ...
تو و ...
برچسب:
نویسنده: دانیال کریمیان
برچسب: نقطه,
نویسنده: دانیال کریمیان
"نبودنت"
بي پوستر و بنر و مناظره
بي شربت و شيريني و نبات
بي شام و ناهار و اتوبوس هاي پر از آدم
حتي بي آنكه " كانديدا" شود
وقتي كه " تو" انتخاب من باشي
و من فتنه اي هستم كه
در حصر خانگي ام
و من هنوز هم به عشق ایمان دارم
به دستانت ... ایمان دارم!؟
روی کاغذ می جنگند،
روی کاغذ می افتند،
و روی کاغذ می میرند....
روی کاغذ،
شاعر،
دیکتاتوری ست که می خواهد با واژه هایش جهان را فتح کند...
|کامران رسول زاده|
برچسب: تمام,
نویسنده: دانیال کریمیان
نه اینکه مرد باشد . نه !
مردانه باشد ....
حرفش ٬ قولش ٬ فڪرش٬ نگـاهش٬ قلبش
آنقدر مردانه که بتوان تا
بینهایت دنیا به او اعتماد کرد
تکیه کرد ...!
حتی با خیال دستهایش ...